جملهای که استاد دو بار خواند
سارا دانشجوی ارشد است و اولین پیشنویس مقالهاش را برای استاد راهنما فرستاده است. فردا فایل برمیگردد. زیر این جمله یک خط قرمز کشیده شده و کنارش فقط نوشتهاند: «یعنی کی، چه کار کرد؟»
The performance of an analysis of the relationship between sleep duration and examination outcomes was carried out.جمله از نظر دستوری غلط نیست. مشکلش این است که خواننده باید آن را بکاود تا بفهمد چه کسی چه کاری کرده است. داور در روز دهها جمله از این دست میخواند. هر بار که مجبور شود جملهای را دوباره بخواند، کمی از اعتمادش به متن کم میشود. جملهی روشن یعنی خواننده بار اول بفهمد.
بعد از این درس میتوانی:
- کنشگر و کنش واقعی جمله را پیدا کنی و آنها را در جایگاه فاعل و فعل بنشانی؛
- اسمشدهها (nominalizations) و کلمههای تهی را حذف کنی؛
- جملهها را با الگوی «آشنا به تازه» به هم زنجیر کنی؛
- تشخیص بدهی کجا فعل مجهول واقعاً بهتر است؛
- میزان احتیاط جمله را با قوت شواهد هماهنگ کنی؛
- ضمیرهای مبهم را اصلاح کنی و پاراگرافی بههمپیوسته بنویسی.
توجه: همهی مثالهای این درس از یک مطالعهی ساختگی (مثال آموزشی) آمدهاند: یک مطالعهی مشاهدهای روی ۱۲۰ دانشجو دربارهی ساعت خواب شب قبل از امتحان و نمرهی امتحان (از ۱۰۰). ۷۲ نفر هفت ساعت یا بیشتر خوابیده بودند و میانگین نمرهشان ۷۴ بود. ۴۸ نفر کمتر از هفت ساعت خوابیده بودند و میانگینشان ۶۸ بود. تفاوت ۶ نمره است (فاصلهی اطمینان ۹۵٪: ۲ تا ۱۰). این عددها واقعی نیستند و نباید از آنها نتیجهی علّی گرفت.
فاعل ملموس، فعل واقعی
خوانندهی انگلیسیزبان در هر جمله ناخودآگاه دنبال دو چیز است: «چه کسی یا چه چیزی؟» و «چه کرد؟» اگر جوابِ این دو در فاعل و فعل باشد، جمله راحت خوانده میشود. مشکل وقتی پیش میآید که کنش را به اسم تبدیل میکنیم: analyze میشود analysis و improve میشود improvement. بعد مجبوریم یک فعل بیجان مثل was carried out یا occurred به جمله اضافه کنیم.
برای ما فارسیزبانها این عادت آشناست. در نثر اداری فارسی ترکیبهایی مثل «انجام بررسی» و «صورت گرفتن تحلیل» رایج است و همین عادت راحت به انگلیسی منتقل میشود. راهنمای زبان سادهی NIH هم بر همین تأکید دارد: متن باید طوری نوشته شود که خواننده بار اول آن را بفهمد، با فعلهای فعال و کلمههای آشنا. یادت باشد که «ساده» به معنای حذف اصطلاحات تخصصی لازم نیست. منظور حذف پیچیدگیِ بیدلیل است.
مثال ۱ (ساختگی) — قبل:
The performance of an analysis of the relationship between sleep duration and examination outcomes was carried out using linear regression.بعد:
We used linear regression to analyse how sleep duration related to exam scores.کنش واقعی «تحلیل کردن» بود، ولی در جملهی اول به دو اسم (performance و analysis) تبدیل شده بود. در نسخهی دوم کنشگر (We) و کنش (analyse) سر جای خودشان نشستهاند و جمله از ۲۰ کلمه به ۱۳ کلمه رسیده است.
مثال ۲ (ساختگی) — قبل:
It is important to note that there was a tendency for an improvement in scores to be observed among students with a longer duration of sleep.بعد:
Students who slept seven hours or more scored 6 points higher on average than those who slept less (95% CI 2 to 10).«It is important to note that» هیچ اطلاعاتی اضافه نمیکند. اگر نکته مهم است، خود جمله باید اهمیتش را نشان بدهد. «a tendency for an improvement to be observed» هم سه لایهی مبهم روی یک عدد مشخص کشیده است. فاعل تازه (Students) آدم واقعی است و فعل (scored) کنش واقعی. ضمناً «improvement» یعنی تغییر در طول زمان، در حالی که ما فقط دو گروه را با هم مقایسه کردهایم. پس نسخهی دوم دقیقتر هم هست.
آشنا اول، تازه آخر
جملهها در یک پاراگراف مثل حلقههای زنجیرند. خواننده وقتی راحت جلو میرود که هر جمله با چیزی شروع شود که از جملهی قبل میداند، و اطلاعات تازه را در انتهای جمله ببیند. انتهای جمله جایگاه تأکید است و ذهن خواننده آنجا منتظر خبر است.
مثال ۳ (ساختگی) — قبل:
Wrist-worn trackers were given to 120 students. Exam scores from the midterm were obtained from instructors. The night before the midterm was when sleep duration was recorded by the trackers.بعد:
We gave 120 students wrist-worn trackers. The trackers recorded each student's sleep duration on the night before the midterm exam. Scores from that exam were then obtained from the course instructors.در نسخهی اول جملهی دوم ناگهان سراغ نمره میرود و جملهی سوم دوباره به ردیاب برمیگردد. ترتیب زمانی هم به هم ریخته است. در نسخهی دوم «trackers» در آخر جملهی اول تازه است و در اول جملهی دوم آشنا. «the midterm exam» در آخر جملهی دوم تازه است و در جملهی سوم با «that exam» آشنا میشود.
فعل مجهول دشمن نیست
شاید شنیده باشی که «همیشه معلوم بنویس». این توصیه نیمهدرست است. معلوم وقتی بهتر است که کنشگر برای خواننده مهم باشد. مجهول وقتی مفید است که کنشگر بدیهی یا بیاهمیت باشد، یا وقتی بخواهی موضوع آشنا را اول جمله نگه داری. معیار درست این است: کدام چیز باید اول جمله بیاید تا زنجیره نشکند؟
مثال ۴ (ساختگی) — قبل:
Our team checked the tracker data for wear time. Our team then converted the data into minutes of sleep. Our team analysed these minutes with linear regression, and our team adjusted for prior GPA.بعد:
Tracker data were first checked for wear time and then converted into minutes of sleep. Sleep minutes were analysed with linear regression, adjusting for prior GPA.تکرار «Our team» هیچ اطلاعاتی نمیدهد، چون معلوم است چه کسی تحلیل کرده است. با مجهول، دادهها در جایگاه فاعل میآیند و زنجیرهی «داده ← دقیقهی خواب ← رگرسیون» حفظ میشود. حالا عکسش را ببین. اگر دو ارزیاب نمرهی انشاها را بدون اطلاع از دادهی خواب داده باشند، بهتر است بنویسی «Two raters, blind to sleep data, scored the essays». در اینجا هویت و نابینایی ارزیابها بخشی از روش است و باید دیده شود.
احتیاط به اندازهی شواهد، نه بیشتر و نه کمتر
احتیاط (hedging) یعنی اندازهگیری میزان اطمینان. دو خطای متضاد رایج است. یکی ادعای بیش از حد است، مثل proves یا demonstrates برای یک مطالعهی مشاهدهای. دیگری انباشتن may و might و possibly، طوری که هیچ ادعایی باقی نماند. بخش Being cautious در Academic Phrasebank دانشگاه منچستر انواع زبان محتاطانه را دستهبندی کرده است. این صفحه برای دیدن گزینهها مفید است، ولی خودِ عبارتها مهم نیستند. مهم این است که هر کدام را کجا به کار ببری.
مثال ۵ (ساختگی) — دو نسخهی بد:
These results prove that sleeping more improves exam performance.These results may possibly suggest that sleep might perhaps have some potential influence on exam performance.بعد:
In this observational sample, longer sleep was associated with higher exam scores. Because sleep was not assigned at random, we cannot conclude that sleep caused the difference.نسخهی اول ادعای علّی دارد، در حالی که طرح مطالعه چنین ادعایی را پشتیبانی نمیکند. نسخهی دوم چندین نشانهی احتیاط روی هم گذاشته و جمله را بیمحتوا کرده است. نسخهی سوم یافته را بیپرده میگوید و احتیاط را دقیقاً جایی میگذارد که محدودیت واقعی است، یعنی در استنتاج علّی.
| نوع شواهد | زبان مناسب (مثال) |
|---|---|
| چیزی که مستقیم در دادهی خودت دیدی | بدون احتیاط: scored 6 points higher |
| رابطه در طرح مشاهدهای | was associated with، نه caused |
| تفسیر یا سازوکار احتمالی | One possible explanation is…، may reflect… |
| تعمیم به جمعیتهای دیگر | Whether this holds in… remains to be tested |
انسجام پاراگراف و ضمیرهای مبهم
«it»، «they» و «this» وقتی بیش از یک مرجع ممکن داشته باشند، خواننده را سردرگم میکنند. «This» تنها، که اسمی بعدش نیامده، از رایجترین مقصرهاست.
ضمیر مبهم (ساختگی) — قبل:
Students who kept a paper sleep diary alongside the tracker reported longer sleep in it than the tracker recorded. This was unexpected.بعد:
Students who kept a paper sleep diary alongside the tracker reported longer sleep in the diary than the tracker recorded. This mismatch between self-report and tracker data was unexpected.«it» میتوانست به diary یا tracker برگردد. «This» هم میتوانست به خودِ دفترچهنویسی اشاره کند یا به اختلاف عددها. وقتی اسم را تکرار میکنی و بعد از This یک اسم توصیفی میگذاری، ابهام از بین میرود.
پاراگراف بحث (ساختگی) — قبل:
Longer sleep was associated with higher exam scores. Laboratory studies have linked sleep to memory. Prior GPA was controlled for. Self-reported sleep is often inaccurate, so trackers were used. It could explain the result.بعد:
In our sample, students who slept seven hours or more scored 6 points higher on average than those who slept less (95% CI 2 to 10), and this association remained after adjusting for prior GPA. This pattern is consistent with laboratory work linking sleep to memory consolidation. However, our design was observational: students who sleep longer may also differ in stress, workload or study habits, and these differences could explain part of the association. Because sleep was measured with trackers rather than self-report, measurement error in sleep is less likely to account for the difference.نسخهی اول پنج جملهی جدا از هم است. «It» در آخرش هم معلوم نیست به چه برمیگردد. در نسخهی دوم یک رشتهی موضوعی (association ← pattern ← observational design ← measurement) از اول تا آخر کشیده شده است. واژههای ربط مثل However و Because نقش هر جمله را نشان میدهند، و هر جمله با چیزی شروع میشود که خواننده از جملهی قبل دارد.
روال بازنویسی یک جمله
موقع نوشتن پیشنویس به اینها فکر نکن، چون جریان فکرت قطع میشود. موقع بازنویسی، هر جملهی مهم را از این شش ایستگاه بگذران:
- کنشگر را پیدا کنچه کسی یا چه چیزی کار را انجام داد؟ آیا در جایگاه فاعل است؟
- کنش را فعل کندنبال -tion و -ment بگرد و ببین کدام را میشود به فعل برگرداند.
- کلمههای تهی را بزنIt is important to note، the fact that، in order to و مانند اینها.
- آشنا را جلو بیاورشروع جمله باید به جملهی قبل وصل باشد و خبر تازه در انتها بیاید.
- ضمیرها را امتحان کنهر it و this فقط یک مرجع ممکن داشته باشد. بعد از This یک اسم بگذار.
- اطمینان را تنظیم کنفعل و قید جمله دقیقاً به اندازهی طرح مطالعه و دادهات ادعا کنند.
نگاه یک پژوهشگر باتجربه
- بلند بخوان. جایی که نفست بند میآید یا مجبوری برگردی، جملهی گرهخورده است.
- یک اصطلاح، یک معنا. اگر یک بار sleep duration نوشتی، بعداً ناگهان sleep time یا rest نگو. خواننده فکر میکند متغیر تازهای در کار است. در ادبیات فارسی تنوع واژه ارزش است، ولی در متن علمی ثبات واژه ارزش است.
- طول جمله قانون ندارد، تنوع دارد. لازم نیست همهی جملهها کوتاه باشند. جملهی طولانیای که فاعل و فعلش زود میآیند خوب خوانده میشود. جملهای که فعلش بعد از بیست کلمه ظاهر شود، نه.
- با کنترل Find شروع کن. در پیشنویس دنبال «tion »، «It is» و «This » بگرد. این سه جستوجو به پیدا کردن جملههای قابل سادهسازی کمک میکند.
اشتباههای رایج
- فاعلهای انتزاعی پشت سر هم: The investigation… The examination… The consideration…
- معلوم کردن اجباری: تبدیل همهی جملههای روش به «We…» که زنجیرهی آشنا به تازه را میشکند.
- احتیاط یکسان برای همهچیز: may گذاشتن روی عددی که مستقیم اندازه گرفتهای.
- ادعای علّی از دادهی مشاهدهای: effect، improves و leads to در جایی که فقط رابطه دیدهای.
- This بیاسم در اول پاراگراف که به کل پاراگراف قبلی اشاره میکند.
- خبر تازه در اول جمله: شروع جمله با اصطلاحی که هنوز تعریف نشده است.
چیزهایی که باید یادت بماند
- کنشگر واقعی در فاعل و کنش واقعی در فعل بیاید. اسمشدهها را به فعل برگردان.
- کلمههای تهی را حذف کن. سادهنویسی یعنی حذف پیچیدگیِ بیدلیل، نه حذف اصطلاح تخصصی.
- هر جمله با چیز آشنا شروع شود و با خبر تازه تمام شود.
- مجهول وقتی خوب است که کنشگر بیاهمیت باشد یا موضوع آشنا باید اول جمله بماند.
- احتیاط را جایی بگذار که محدودیت واقعی هست، نه همهجا.
- هر ضمیر فقط یک مرجع داشته باشد و بعد از This یک اسم بیاید.
تمرین
اول خودت بنویس، بعد جواب را باز کن. همهی جملهها ساختگیاند.
تمرین ۱. این جمله را با فاعل و فعل واقعی بازنویسی کن:
An examination of the association between caffeine consumption and sleep duration was undertaken, with the inclusion of prior GPA as a covariate.نمایش جواب
We examined whether caffeine intake was associated with sleep duration, adjusting for prior GPA.
سه اسمشده (examination، consumption، inclusion) حذف شد. کنشگر (We) و کنش (examined) جلو آمدند. «was undertaken» که فعلی بیجان بود از بین رفت. «with the inclusion of… as a covariate» هم به «adjusting for» تبدیل شد، که برای خوانندهی آمار همان معنا را با پنج کلمه کمتر میرساند. whether هم نشان میدهد که جواب سؤال از قبل معلوم نبوده است.
تمرین ۲. این جمله در بحثِ همان مطالعهی مشاهدهای آمده است. دو اشکالش را بگو و آن را درست کن:
Sleep might possibly be related to scores, which proves that universities should move exams later in the morning.نمایش جواب
اشکال اول: نیمهی اول بیش از حد محتاط است (might possibly)، در حالی که رابطه در دادهها دیده شده و فاصلهی اطمینان هم صفر را در بر نمیگیرد. اشکال دوم: نیمهی دوم بیش از حد مطمئن است (proves). از یک رابطهی مشاهدهای یک توصیهی سیاستی نتیجه گرفته، و آن هم دربارهی ساعت امتحان، که اصلاً اندازهگیری نشده است.
Longer sleep was associated with higher exam scores in our sample. Whether later exam times would improve sleep, and in turn scores, could be tested in a trial that randomly assigns exam schedules.
تمرین ۳. این پاراگراف را با زنجیرهی آشنا به تازه بازنویسی کن و ضمیر مبهمش را اصلاح کن:
Nine students reported using sleep medication. Analyses were repeated. The tracker may misclassify quiet waking as sleep in them. The association with exam scores was similar when they were removed.نمایش جواب
Nine of the 120 students reported using sleep medication. Because medication can make quiet waking look like sleep to a wrist tracker, we repeated the analysis without these nine students. In the remaining 111 students, the association between sleep duration and exam scores was similar.
در نسخهی اصلی «them» و «they» معلوم نبود به دانشجوها برمیگردد یا به تحلیلها. دلیل تکرار تحلیل هم بعد از خودِ تکرار آمده بود. در بازنویسی، «these nine students» مرجع را روشن میکند. زنجیره هم مرتب شده است: دارو ← اثر دارو روی ردیاب ← تکرار تحلیل ← نتیجه. عدد ۱۱۱ (یعنی ۱۲۰ منهای ۹) هم به خواننده کمک میکند جمعیت تحلیل را دنبال کند.
خروجی عملی: دفترچهی قبل و بعد
در ۲۰ تا ۳۰ دقیقه یک سند کوتاه بساز که بعداً برای کل پایاننامه یا مقالهات به کارش ببری:
یک پاراگراف ۱۵۰ تا ۲۰۰ کلمهای از پیشنویس انگلیسی خودت انتخاب کن، ترجیحاً از روش یا بحث.
زیر هر اسمشده، هر It is…، هر This بیاسم و هر may خط بکش.
برای هر جمله فاعل و فعل را در حاشیه بنویس و ببین آیا کنشگر و کنش واقعیاند.
پلکان آشنا به تازه را مثل شکل این درس برای پاراگرافت بکش. هر جا پله شکست، آنجا جمله را جابهجا کن.
پاراگراف را بازنویسی کن و نسخهی قبل و بعد را کنار هم در یک جدول دو ستونی بگذار. زیرش سه الگوی تکراری خطایت را بنویس، مثلاً «فاعلهای انتزاعی در روش». این سه الگو فهرست بازبینی شخصی تو میشوند.
این مبحث کجای نقشه است؟
تا اینجا دربارهی ساختار کلان مقاله حرف زدیم: هر بخش چه سؤالی را جواب میدهد. این مبحث سطح دید را تا جمله پایین آورد، یعنی جایی که خواننده واقعاً با متن تو درگیر میشود. در پروژهی پایانی درس، وقتی کل دستنوشتهات را بازبینی میکنی، همان فهرست سهخطیِ خروجی عملی را روی هر بخش اجرا کن. اول ساختار را درست کن، بعد پاراگرافها را، و آخر از همه جملهها را.
ویدیوی مکمل
این سخنرانی برای مرور مهارتهای نگارش و خواندن علمی است؛ توضیح و تمرین همین مبحث را در متن بالا بخوان.