قصههای مادربزرگ چرا یادمان میماند؟
قصههایی که مادربزرگ شبها تعریف میکرد را هنوز یادت هست، ولی خیلی از جزوههای دانشگاه را نه. قصهها شکل ثابتی داشتند: «یکی بود، یکی نبود» یعنی الان وارد دنیای قصه میشویم. بعد یک گره پیدا میشد: گرگ، دیو، یک راه بسته. قصه با باز شدن گره پیش میرفت. آخرش هم «قصهی ما به سر رسید» میگفت که تمام شد و میشود خوابید.
ارائهی علمی هم وقتی یادماندنی است که شکل قصه داشته باشد: یک شروع که شنونده را وارد مسئله میکند، یک گره که نشان میدهد چه چیزی هنوز معلوم نیست، یک مسیر که گره را باز میکند، و یک پایان روشن که همه بفهمند تمام شد و چه چیزی باید یادشان بماند.
در مبحث قبل پیام اصلیات را پیدا کردی. حالا باید آن را در ده دقیقه طوری بچینی که شنونده گم نشود. این مبحث دربارهی همین چیدمان است.
ارائه، مقالهی خلاصهشده نیست
خیلیها ارائه را مثل یک مقالهی کوچک میچینند: مقدمه، پیشینه، روش، نتایج، نتیجهگیری. این ترتیب برای خوانندهای که میتواند ورق بزند خوب است. ولی در ارائه، اگر پیام اصلی فقط در دقیقهی نهم بیاید، تا آن موقع خیلی از شنوندهها حواسشان جای دیگری است.
تفاوت اصلی این است: در ارائه زود بگو کجا میروی. لازم نیست همهی نتیجه را در دقیقهی اول لو بدهی، ولی شنونده باید خیلی زود بداند سؤال چیست و چرا باید به جواب اهمیت بدهد. هر چه زودتر بداند دنبال چه بگردد، بهتر دنبالت میآید.
تفاوت دوم تکرار است. در مقاله تکرار عیب است. در ارائه تکرار پیام اصلی، کمک است، چون هر کس که یک لحظه حواسش پرت شده، دوباره میتواند سوار شود.
کمان داستان در ده دقیقه
یک ارائهی کوتاه پژوهشی را میشود در پنج قدم چید. اینها اسلاید نیستند؛ قدماند و هر قدم ممکن است یک یا چند اسلاید بگیرد:
- زمینهمسئله در دنیای واقعی چیست؟
- گرهچه چیزی هنوز معلوم نیست یا کار نمیکند؟
- سؤال و رویکرددقیقاً چه پرسیدی و چطور سراغش رفتی؟
- یافتههادو یا سه یافته، هر کدام یک قدم به سمت پیام
- معناپیام اصلی، محدودیت و قدم بعدی
این همان شکل قصه است: «یکی بود، یکی نبود»، گره، باز شدن گره، «قصهی ما به سر رسید». اگر با ساختار مقاله آشنا باشی، شباهتش را با IMRaD هم میبینی؛ فقط اینجا پیام زودتر میآید، روش کوتاهتر است و پایان صریحتر.
ببینش: پیام سه بار میآید
عددهای این شکل فقط نمونهاند. ولی نسبتها را جدی بگیر: بیشترین وقت مال یافتههاست، نه مقدمه و روش.
شروع: دو دقیقهی اول
شنوندهها در دقیقههای اول تصمیم میگیرند به حرفت گوش بدهند یا گوشیشان را نگاه کنند. حیف است این وقت را با جملههایی پر کنی که هیچ اطلاعاتی ندارند.
دو شروع رایج و ضعیف را کنار بگذار. اول، خواندن عنوان از روی اسلاید: شنونده خودش عنوان را میخواند. دوم، اسلاید «فهرست مطالب» با کلمههایی مثل «مقدمه، روش، نتایج، جمعبندی»: این فهرست برای هر ارائهای درست است و دربارهی ارائهی تو چیزی نمیگوید.
به جایش از خود مسئله شروع کن، با چیزی ملموس. چند راه که خوب کار میکنند:
- یک تصویر یا موقعیت واقعی: عکس رودخانهای که آلوده شده، صدای یک موتور خراب، یک بیمار فرضی در اورژانس.
- یک سؤال: سؤالی که شنونده دلش بخواهد جوابش را بداند، و خود ارائه جواب آن باشد.
- یک تضاد: «همه فکر میکنند الف درست است، ولی در عمل ب را میبینیم.» فقط اگر هر دو طرف واقعاً درست باشند.
بعد از این شروع، گره را بگو، سؤالت را صریح بیان کن و پیشنمایشی از پیام بده. ویدیوی این مبحث برای همین چند دقیقهی اول یک الگوی چهارقدمی نشان میدهد: زمینه، گره، سؤال و فرضیه. یک جملهی نمونه برای پیشنمایش در یک ارائهی انگلیسی:
In the next ten minutes, I will show that a cheap sensor can detect leaks in old water pipes almost as well as the expensive one we use today.
معرفی خودت و تشکر هم لازم است، ولی کوتاه. یک جمله کافی است؛ رسم رشته و جلسه را هم ببین، چون در بعضی جاها تشکر از همکاران و منبع مالی آخر ارائه میآید و در بعضی جاها اول.
وسط: هر بخش یک قدم به سمت پیام
وسط ارائه جایی است که بیشتر ارائهها گم میشوند. دلیلش معمولاً این است که نویسنده کارها را به ترتیب زمانی انجامشان میچیند: اول این آزمایش را کردم، بعد آن یکی، بعد آن یکی. ولی شنونده به تاریخچهی کار تو کاری ندارد؛ میخواهد بداند هر بخش چه چیزی را ثابت میکند.
به جایش وسط ارائه را به ترتیب منطق بچین. برای هر یافته از خودت بپرس: این یافته کدام قسمت پیام را پشتیبانی میکند؟ اگر جوابی نداری، این یافته جای دیگری لازم است، نه اینجا.
روش را هم فقط تا جایی بگو که نتیجهها قابلفهم و قابلاعتماد شوند. یک شکل ساده از طرح آزمایش یا مسیر دادهها معمولاً از یک فهرست طولانی از پارامترها بهتر است. جزئیات بیشتر را برای اسلایدهای پشتیبان و پرسش و پاسخ نگه دار.
تابلوهای راه: جملههای انتقال
در جادهی شمال، تابلوهای «رشت ۵۰ کیلومتر» نمیگذارند فکر کنی راه را گم کردهای. در ارائه، این کار را جملههای انتقال انجام میدهند. یک جملهی انتقال خوب دو کار میکند: میگوید از بخش قبل چه چیزی فهمیدیم و میگوید حالا کجا میرویم.
چند نمونه برای ارائهی انگلیسی (همه برای تمرین ساخته شدهاند، نه از جایی نقل):
- So the sensor works in the lab. The real question is whether it works in the field.
- That was the first result. The second one surprised us.
- Before I show the results, one detail about how we measured this matters.
- Let me come back to the question I asked at the start.
در ارائهی دهدقیقهای معمولاً اسلاید فهرست جداگانه لازم نیست؛ یک جمله در شروع که بگوید چه مسیری را میروی کافی است. در ارائهی بلندتر، مثل سمینار یا دفاع، یک نقشهی کوچک که چند بار در طول ارائه برمیگردد و جای فعلی را نشان میدهد کمک میکند. اینها توصیهاند، نه قانون؛ رسم رشتهات را هم ببین.
پایان: اسلاید آخر چه باشد؟
ارائهها اغلب با اسلاید «با تشکر» یا «سؤالی هست؟» تمام میشوند. مشکل این است که اسلاید آخر معمولاً بیشترین مدت روی صفحه میماند: تمام وقت پرسش و پاسخ. اگر آن اسلاید فقط «Thank you» باشد، باارزشترین جای صفحه را خالی گذاشتهای.
به جایش اسلاید آخر را اسلاید پیام کن: پیام اصلی در یک جمله، بهاضافهی دو یا سه یافتهای که آن را ثابت میکنند، و اگر لازم است یک راه تماس یا اشاره به مقاله. تشکر را با صدای خودت بگو؛ لازم نیست اسلاید جدا داشته باشد.
پایان را هم با صدا علامت بده، مثل «قصهی ما به سر رسید». جملهای مثل این شنونده را برای سؤال آماده میکند:
To sum up: a cheap sensor, placed correctly, finds most leaks that the expensive one finds. Thank you, and I am happy to take questions.
بعد از اسلاید پیام، چند اسلاید پشتیبان آماده بگذار: جزئیات روش، دادههای اضافه، یک شکل که حذفش کرده بودی. اینها را نشان نمیدهی، مگر کسی دربارهشان بپرسد.
یک ارائه، قبل و بعد از بازچینی
فرض کن یک دانشجوی ارشد دربارهی تشخیص نشتی لولههای آب با یک حسگر ارزان، ده دقیقه در یک کنفرانس داخلی وقت دارد. این دو چیدمان را مقایسه کن:
| چیدمان اول (ضعیف) | چیدمان دوم (بهتر) | چرا |
|---|---|---|
| اسلاید عنوان، بعد اسلاید فهرست مطالب | عکس یک خیابان آبگرفته از نشتی لوله، با یک جمله دربارهی هدر رفتن آب | شروع از مسئلهی ملموس، نه از فهرست کلی |
| پنج اسلاید پیشینه با فهرست مقالهها | یک اسلاید: حسگرهای فعلی گراناند، پس فقط چند نقطه از شبکه پایش میشود | گره در یک جمله، نه مرور ادبیات |
| شش اسلاید روش با همهی پارامترها | یک اسلاید: سؤال، پیشنمایش پیام و یک شکل از چیدمان آزمایش | روش فقط به اندازهی لازم؛ پیام زود میآید |
| ده اسلاید نتایج به ترتیب انجام آزمایشها | دو یافته، هر کدام با یک شکل و یک جملهی ادعا | ترتیب منطق، نه ترتیب زمانی |
| «نتیجهگیری» با شش بولت، بعد «با تشکر، سؤالی هست؟» | اسلاید پیام: یک جمله + دو یافته + محدودیت اصلی؛ بعد اسلایدهای پشتیبان | اسلاید آخر در پرسش و پاسخ هم کار میکند |
این ارائه و همهی جزئیاتش ساختگی است و فقط برای نشان دادن چیدمان آمده.
چیدمان اول حدود بیست و چند اسلاید است و پیامش، اگر اصلاً بیاید، در دقیقهی آخر میآید. چیدمان دوم حدود هشت اسلاید است و پیام سه بار شنیده میشود. دادهها یکیاند؛ فقط ترتیب و انتخاب عوض شده.
ببینش ویدیو
این ویدیو از برنامهی CLIMB دانشگاه نورثوسترن نشان میدهد شروع یک ارائهی ده تا پانزده دقیقهای را چطور با یک مثال واقعی در یکی دو اسلاید بسازی. قسمت دومش (در فهرست ویدیوها) سراغ بدنهی ارائه میرود. اگر لازم شد، زیرنویس خودکار را روشن کن.
نگاه یک پژوهشگر باتجربه
- ساختار را اول با جملهها بساز. برای هر قدم کمان داستان یک جمله بنویس. اگر این پنج جمله را پشت هم بخوانی و قصه درآمد، ساختار درست است. بعد اسلاید بساز.
- جملهی اول و آخر را حفظ کن. لازم نیست کل ارائه را حفظ کنی، ولی دو جملهی اول و جملهی پایانی را دقیق بلد باش. شروع محکم استرس را کم میکند و پایان محکم جلوی تمام شدن بیحال ارائه را میگیرد.
- جملههای انتقال را بلند تمرین کن. بیشترین مکثها و «اِ…» گفتنها بین اسلایدهاست. اگر انتقالها را تمرین کنی، ارائه یکدستتر شنیده میشود.
- آزمون «فقط یک دقیقه»: فرض کن رئیس جلسه بگوید فقط یک دقیقه وقت داری. چه میگویی؟ جوابش معمولاً همان اسلاید پیام است.
اشتباههای رایج
- پیام در دقیقهی آخر: شنونده تا آخر نمیداند ارائه به کجا میرود و وسط راه از دستت میرود.
- ترتیب زمانی به جای منطق: «اول این کار را کردیم، بعد آن کار را» به جای «این یافته نشان میدهد…».
- مقدمهی طولانی: نیمی از وقت صرف پیشینه و تعریفها میشود و برای یافتهها چیزی نمیماند.
- پرش بیخبر: رفتن از یک بخش به بخش دیگر بدون جملهی انتقال، طوری که شنونده نفهمد چرا موضوع عوض شد.
- پایان بیجان: «خب… همین بود» یا اسلاید «سؤالی هست؟» به جای جمعبندی صریح پیام.
چیزهایی که باید یادت بماند
- ارائه را مثل قصه بچین: زمینه، گره، سؤال و رویکرد، یافتهها، معنا.
- در دو دقیقهی اول بگو کجا میروی؛ پیام را زود پیشنمایش کن.
- پیام اصلی را سه بار بگو: شروع، وسط، پایان.
- وسط ارائه را به ترتیب منطق بچین و بین بخشها جملهی انتقال بگذار.
- اسلاید آخر، اسلاید پیام است، نه «با تشکر»؛ اسلایدهای پشتیبان را بعد از آن بگذار.
این مبحث کجای نقشه است؟
این دومین مبحث درس ارائهی علمی است. مبحث قبل، «برنامهریزی ارائه: مخاطب، زمان و یک پیام»، به تو پیام اصلی داد؛ این مبحث آن را در یک مسیر داستانی چید. مبحث بعدی، «طراحی اسلاید: جملهی ادعا و شواهد تصویری»، نشان میدهد هر قدم این مسیر روی صفحه چه شکلی باشد. بعد از آن اجرا و تمرین، پرسش و پاسخ، و ارائه در مصاحبهی دکترا و جلسههای آنلاین میآیند.
تمرین
اول خودت جواب بده، بعد جواب را باز کن.
تمرین ۱. این شروع یک ارائهی دهدقیقهای است. چه اشکالی دارد و چطور بهترش میکنی؟ «سلام. عنوان ارائهی من "بررسی و تحلیل عملکرد حسگرهای کمهزینه در شبکههای توزیع آب" است. ارائهی من شامل مقدمه، پیشینهی تحقیق، روش، نتایج و جمعبندی است.»
نمایش جواب
عنوان از روی اسلاید خوانده شده و فهرست مطالب برای هر ارائهای درست است؛ هیچکدام نمیگوید مسئله چیست یا چرا مهم است. نسخهی بهتر: از یک تصویر یا موقعیت ملموس شروع کن (لولهای که سالها نشت میکند و کسی نمیفهمد)، در یک جمله گره را بگو (حسگرهای فعلی آنقدر گراناند که فقط چند نقطه پایش میشود)، و بعد سؤال و پیشنمایش پیام را بیاور.
تمرین ۲. برای جای خالی، یک جملهی انتقال انگلیسی بنویس. بخش قبل نشان داد مدل روی دادههای آزمایشگاه دقیق است؛ بخش بعد نتیجهی آن را روی دادههای بیمارستان نشان میدهد.
نمایش جواب
یک نمونه: So the model is accurate on clean lab data. But hospitals do not produce clean data, so let us see what happens with real patient records. جملهی خوب هر دو کار را میکند: آنچه فهمیدیم را خلاصه میکند و دلیل رفتن به بخش بعد را میگوید.
تمرین ۳. ارائهای که ساختهای (یا یکی از اسلایدهای قدیمیات) را باز کن. برای هر اسلاید بنویس به کدام قدم کمان داستان تعلق دارد: زمینه، گره، سؤال و رویکرد، یافتهها یا معنا. چه چیزی پیدا کردی؟
نمایش جواب
جواب هر کس فرق دارد، ولی اینها رایجاند: تعداد زیادی اسلاید زیر «زمینه» و «روش» و تعداد کمی زیر «یافتهها»؛ اسلایدهایی که به هیچ قدمی تعلق ندارند (کاندیدای حذف یا انتقال به اسلایدهای پشتیبان)؛ و نبودن هیچ اسلایدی برای «معنا». اگر اسلاید آخرت «با تشکر» است، آن را با یک اسلاید پیام عوض کن.