غرفهدار نمایشگاه کتاب
نمایشگاه کتاب را تصور کن. صدها غرفه، هزاران آدم که از جلوی غرفهها رد میشوند. بعضی غرفهدارها پشت میز نشستهاند و با گوشیشان مشغولاند. بعضی دیگر هر رهگذری را صدا میزنند و فهرست کامل کتابهایشان را از اول میخوانند.
غرفهدار خوب هیچکدام از این دو کار را نمیکند. ایستاده است، با کسی که مکث کرده چشم در چشم میشود و یک جمله میگوید که به درد همان آدم بخورد. اگر طرف علاقه نشان داد، بیشتر میگوید؛ اگر نه، با لبخند میگذارد برود.
کنار پوستر ایستادن در جلسهی پوستر همین کار است. پوستر تو تمام شده، ولی کار تمام نشده. در این مبحث آخر میبینیم کنار پوستر چه بگویی، با سؤالها چه کنی، پوستر را چطور چاپ کنی و سالم به کنفرانس برسانی، و وقتی پوستر روی صفحهی نمایش یا در جلسهی مجازی است چه چیزی فرق میکند.
جلسهی پوستر یعنی گفتوگو
در مبحث اول دیدیم پوستر خوب برای سه نوع خواننده کار میکند: کسی که چند ثانیه نگاه میکند، کسی که نیم دقیقه میایستد و کسی که چند دقیقه میماند. سومی معمولاً همان کسی است که با تو حرف میزند، و ارزش جلسهی پوستر بیشتر از همین گفتوگوها میآید.
قبل از جلسه برای خودت روشن کن دنبال چه هستی. شاید بازخورد روی یک تحلیل که مطمئن نیستی درست است. شاید آشنایی با یک گروه پژوهشی که برای دکترا به آن فکر میکنی. شاید فقط تمرین توضیح دادن کارت به زبان انگلیسی. هدف که مشخص باشد، میدانی وقتت را کجا بگذاری و از چه کسی ایمیل بگیری.
ارن و بورن در مقالهی «ده قاعدهی ساده برای ارائهی پوستر خوب» (۲۰۰۷) یادآوری میکنند که اثر پوستر هم در خود جلسه است و هم بعد از آن. یعنی گفتوگوها، ایمیلهایی که بعداً رد و بدل میشود و کسانی که نسخهی کامل را دانلود میکنند، همه بخشی از نتیجهی پوستر تو هستند.
ارائهی یکدقیقهای و سهدقیقهای
بیشتر بازدیدکنندهها نمیخواهند ده دقیقه سخنرانی بشنوند. برای همین دو نسخهی آماده لازم داری: یک نسخهی حدود یک دقیقهای برای کسی که فقط میخواهد بداند موضوع چیست، و یک نسخهی حدود سه دقیقهای برای کسی که علاقه نشان داده.
اسکلت یک دقیقه
- مسئلهیک جمله: چه چیزی را نمیدانستیم و چرا مهم است؟
- کاریک جمله: چه کردی؟
- یافتهپیام اصلی، در حالی که به شکل اصلی اشاره میکنی.
- معنایک جمله: این یافته به چه دردی میخورد؟
- دعوتیک سؤال کوتاه که گفتوگو را باز کند.
نسخهی سهدقیقهای همین اسکلت است با کمی گوشت بیشتر: یک جملهی بیشتر دربارهی روش، یافتهی دوم، یک محدودیت صادقانه و قدم بعدی کار. چیزی که نباید عوض شود، ترتیب است: باز هم یافتهی اصلی زود میآید، نه در دقیقهی سوم.
اول بپرس، بعد بگو
یک عادت ساده که ارائهات را خیلی بهتر میکند: قبل از شروع، بپرس طرف در چه زمینهای کار میکند. توضیح برای کسی که همرشتهی توست با توضیح برای یک دانشجوی رشتهی دیگر فرق دارد. یک سؤال کوتاه مثل What area do you work in? هم به تو اطلاعات میدهد، هم بازدیدکننده را از حالت شنوندهی منفعل درمیآورد.
پوستر را نخوان
بازدیدکننده خودش سواد خواندن دارد. اگر جملههای پوستر را بلند بخوانی، فقط وقتش را گرفتهای. پوستر را مثل یک تختهی کمکی به کار ببر: به شکل اشاره کن، بگو کجا را نگاه کند، و چیزهایی را بگو که روی پوستر نیست، مثل اینکه چرا این سؤال برایت مهم بود یا چه چیزی تو را غافلگیر کرد.
یک مثال: ارائهی یکدقیقهای
فرض کن پوستری دربارهی یک مطالعهی کوچک داری: آیا پیامک یادآوری، درصد پاسخ دانشجوها به یک پرسشنامهی سلامت را بالا میبرد؟ یک ارائهی یکدقیقهای به انگلیسی میتواند اینطور باشد:
Student health surveys often get low response rates, so the results may not represent everyone.
We randomly assigned 600 students to receive either an email reminder or an SMS reminder.
As you can see here, the SMS group responded at almost twice the rate of the email group.
That suggests a very cheap change could make campus surveys more representative, at least at universities like ours.
Do you run surveys in your own work? I'm curious what has worked for you.
این مطالعه و عددهایش ساختگیاند و فقط برای نشان دادن ساختار ارائه آمدهاند.
این متن را بلند بخوان و زمان بگیر؛ کمتر از یک دقیقه است. به جملهی «معنا» دقت کن: با suggests و at least at universities like ours، ادعا را به اندازهی شواهد نگه داشته. و جملهی آخر سؤالی است که طرف را به حرف زدن دعوت میکند، نه یک «سؤالی هست؟» خشک.
این متن را حفظ نکن که کلمهبهکلمه بگویی؛ اسکلتش را حفظ کن. چند بار با صدای بلند، جلوی آینه یا برای یک دوست تمرین کن تا بدون فکر کردن به ترتیب، از مسئله به دعوت برسی.
سؤالها: دوستانه، دشوار، و «نمیدانم»
سؤالها بهترین بخش جلسهی پوسترند، حتی سؤالهای سخت. معمولاً از یکی از این جنساند:
| نوع سؤال | نمونه | واکنش خوب |
|---|---|---|
| روشنسازی | «این محور دقیقاً چه چیزی را نشان میدهد؟» | جواب کوتاه، با اشاره به شکل. اگر چند نفر همین را پرسیدند، یادداشت کن که پوستر بعدیات روشنتر شود. |
| چالشی | «این اثر نمیتواند به خاطر تفاوت سنی گروهها باشد؟» | اول بگو سؤال را درست فهمیدهای، بعد بگو چه کردهای یا چه نکردهای. اگر محدودیت واقعی است، بپذیرش. |
| پیشنهاد | «امتحان کردهای این تحلیل را با … انجام دهی؟» | تشکر کن و یادداشت کن. اگر مفید به نظر میرسد، ایمیل طرف را بگیر. |
| بیجواب | سؤالی که واقعاً جوابش را نمیدانی | صادقانه بگو نمیدانی و اگر ممکن است بگو چطور میشود فهمید. |
«نمیدانم» اگر صادقانه و آرام گفته شود، ضعف حساب نمیشود. جملهای مثل That's a good point; I haven't tested that yet, but it would be easy to check with our data. هم صادق است، هم نشان میدهد دربارهی کارت فکر میکنی. چیزی که اعتماد را خراب میکند، حدس زدن با لحن مطمئن است.
اگر انگلیسی زبان اول تو نیست و سؤال را خوب نشنیدی، اشکالی ندارد بخواهی تکرار شود: Sorry, could you say that again? سالن پوستر پرسروصداست و این درخواست برای همه، حتی انگلیسیزبانها، عادی است. بهتر از این است که به سؤالی جواب بدهی که پرسیده نشده.
کنار پوستر، نه جلوی آن
چند عادت کوچک دیگر هم فرق بزرگی میگذارد. در ساعت تعیینشده کنار پوستر باش؛ پوستری که صاحبش نیست، فقط یک کاغذ روی دیوار است. گوشی را کنار بگذار. با کسی که مکث کرده چشم در چشم شو و یک سلام ساده بکن، ولی به کسی که فقط دارد نگاه میکند فشار نیاور؛ بعضیها اول میخواهند خودشان بخوانند.
یک کیف کوچک هم همراهت باشد: چند نسخهی A4 از پوستر برای کسانی که میخواهند با خود ببرند، کارت ویزیت یا برگهای با ایمیل و کد QR، دفترچه برای یادداشت سؤالها و پیشنهادها، و وسیلهی نصب اگر کنفرانس آن را فراهم نمیکند. ساعت نصب و جمع کردن پوستر را هم از برنامهی کنفرانس بخوان.
کد QR و نسخهی کامل
کد QR گوشهی پوستر پلی است بین پوستر کوتاه و کار کامل تو. بازدیدکننده با گوشی اسکنش میکند و به PDF پوستر، شکلهای تکمیلی، چکیدهی مفصل یا صفحهی پروژه میرسد. این همان جایی است که چیزهایی را که در مبحثهای قبل از پوستر بیرون گذاشتی، میتوانی نگه داری.
- لینک پایدار باشد. لینکی که بعد از چند ماه از کار بیفتد، کد QR را بیفایده میکند. مخزنهایی مثل Zenodo یا OSF یا مخزن دانشگاهت لینک ماندگار میدهند و Zenodo برای هر بارگذاری یک DOI هم میسازد. به سرویسهای کوتاهکنندهی لینک که ممکن است تعطیل شوند تکیه نکن.
- امتحانش کن. کد را بعد از چاپ آزمایشی با چند گوشی مختلف و از فاصلهی یکی دو متری اسکن کن. خیلی کوچک یا چسبیده به حاشیهی شلوغ نگذارش.
- آدرس را هم بنویس. زیر کد یک آدرس کوتاه متنی هم بگذار برای کسی که نمیخواهد یا نمیتواند اسکن کند.
- قبلش با استاد هماهنگ کن. اگر دادهها هنوز منتشر نشدهاند یا مقاله زیر داوری است، پیش از عمومی کردن فایل با استاد راهنما و همنویسندهها صحبت کن و سیاست مجله را دربارهی انتشار قبلی بخوان.
چاپ: کاغذ یا پارچه
اولین قدم چاپ، طراحی نیست؛ خواندن دستورالعمل کنفرانس است: اندازهی دقیق، افقی یا عمودی، و اینکه تابلوی نصب چقدر جا دارد. پوستری که چند سانتیمتر از تابلو بزرگتر است، روز اول کنفرانس دردسر جدی است.
| جنس | مزیت | دقت کن |
|---|---|---|
| کاغذ مات | بدون انعکاس نور، رایج و معمولاً ارزانتر | تا نمیشود؛ باید لوله شود و در لولهی پوستر حمل شود |
| کاغذ براق | رنگهای زندهتر | زیر نور سالن ممکن است برق بزند و بخشی از پوستر خوانده نشود |
| پارچه | تا میشود و در چمدان جا میگیرد، سبک است | ممکن است کمی گرانتر باشد و جزئیات خیلی ریز یا رنگها کمی متفاوت از کاغذ دربیایند؛ اول یک نمونه ببین |
فایل نهایی
پوستر را بهصورت PDF و در اندازهی واقعی تحویل بده، با فونتهای جاسازیشده (embedded) تا در کامپیوتر چاپخانه فونت دیگری جایش ننشیند. این نکته برای پوسترهای فارسی حیاتی است، چون اگر فونت جاسازی نشود، ممکن است حروف به هم ریخته یا جدا از هم چاپ شوند.
عکسها مهمترین منبع پوستر تار هستند. یک توصیهی رایج این است که هر عکس در اندازهی نهایی چاپ دستکم حدود ۱۵۰ تا ۳۰۰ نقطه در اینچ (dpi) داشته باشد. حساب کردنش ساده است: اگر عکسی قرار است ۲۰ سانتیمتر عرض داشته باشد، یعنی حدود ۷٫۹ اینچ. با ۲۰۰ نقطه در اینچ، به عکسی با عرض حدود ۱۶۰۰ پیکسل نیاز داری. یک اسکرینشات ۸۰۰ پیکسلی در همان اندازه فقط حدود ۱۰۰ نقطه در اینچ میشود و از نزدیک دانهدانه دیده میشود. نمودارها را هم، همانطور که در مبحث شکلها گفتیم، تا جای ممکن برداری نگه دار.
قبل از چاپ نهایی، یک نسخهی کوچکشده روی A4 یا A3 چاپ کن و با دقت غلطگیری کن. رنگها روی کاغذ معمولاً با صفحهی نمایش فرق دارند و غلط تایپی روی کاغذ بزرگ خیلی بیشتر به چشم میآید. و برای چاپخانه زمان کافی بگذار؛ شب قبل از پرواز وقت خوبی برای فهمیدن این نیست که دستگاه چاپخانه خراب است.
سفر با پوستر
اگر پوستر کاغذی است، آن را در لولهی محکم پوستر بگذار. اینکه لوله را میشود بهعنوان بار همراه به کابین برد یا نه، به شرکت هواپیمایی بستگی دارد؛ قبل از سفر قوانین بار همان شرکت را بخوان. اگر لوله را تحویل بار بدهی، احتمال له شدن یا گم شدنش را هم در نظر بگیر. پوستر پارچهای این مشکل را ندارد و تاشده در چمدان جا میشود.
در هر حال یک نسخهی پشتیبان داشته باش: PDF نهایی روی فضای ابری، در ایمیل خودت و روی یک فلش. بعضی کنفرانسها یا چاپخانههای نزدیک محل کنفرانس امکان چاپ دارند؛ اگر میخواهی روی این حساب کنی، از قبل بپرس و هماهنگ کن، نه در روز اول.
پوستر دیجیتال و جلسهی مجازی
خیلی از کنفرانسها حالا بهجای یا در کنار پوستر کاغذی، پوستر دیجیتال (e-poster) دارند: پوستر روی یک صفحهی نمایش بزرگ یا روی سایت کنفرانس نشان داده میشود. شکل این کار از کنفرانسی به کنفرانس دیگر خیلی فرق میکند. بعضی یک فایل PDF ثابت میخواهند، بعضی چند اسلاید، بعضی یک ویدیوی کوتاه از ارائهی تو. نسبت ابعاد، حجم فایل و قالب را دقیقاً از دستورالعمل همان کنفرانس بخوان.
چند تفاوت با پوستر کاغذی را در نظر داشته باش. صفحهی نمایش معمولاً افقی است و از پوستر A0 کوچکتر، پس متن باید باز هم کمتر و شکلها باز هم سادهتر شوند. پوستر را روی لپتاپ در حالت تمامصفحه و از چند قدم دورتر امتحان کن. اگر ویدیو خواستهاند، همان اسکلت یکدقیقهای یا سهدقیقهای را به کار ببر، صدای تمیز ضبط کن و اگر امکانش هست زیرنویس بگذار.
در جلسههای مجازی، گفتوگو معمولاً در چت متنی یا اتاقهای کوچک تصویری انجام میشود. اتصال، دوربین و میکروفون را از قبل امتحان کن و PDF پوستر و لینک نسخهی کامل را آماده داشته باش.
ببینش ویدیو
این ویدیو از iSchool دانشگاه سیراکیوز (دانشکدهی مطالعات اطلاعات) نکتههایی دربارهی ارائهی پوستر پژوهشی میدهد. موقع دیدن، با اسکلت یکدقیقهای و فهرست اشتباههای همین مبحث مقایسهاش کن.
نگاه یک پژوهشگر باتجربه
- ارائهی یکدقیقهای را با ساعت تمرین کن. بیشتر آدمها فکر میکنند یک دقیقه حرف میزنند و در واقع سه دقیقه طول میکشد. تایمر گوشی را روشن کن.
- بعد از هر گفتوگوی خوب، یادداشت کن. اسم، ایمیل و یک خط دربارهی حرفی که زدید. روز بعد ایمیل کوتاهی بفرست و همان را یادآوری کن. خیلی از همکاریها و حتی موقعیتهای دکترا از همین ایمیلهای کوتاه شروع میشوند، هرچند هیچ تضمینی در کار نیست.
- به پوسترهای دیگر هم سر بزن. اگر جلسهات چند ساعت است، با یک همگروهی قرار بگذار که به نوبت کنار پوستر بایستید. دیدن پوسترهای دیگر هم ایده میدهد، هم آدمها را آشنا میکند.
- فهرست سؤالها را نگه دار. سؤالهایی که چند نفر پرسیدند، نشان میدهند پوستر یا مقالهات کجا روشن نیست. همین فهرست برای نوشتن مقاله و ارائهی بعدی طلاست.
اشتباههای رایج
- ارائهی دهدقیقهای به هر رهگذر: بدون پرسیدن اینکه طرف چقدر وقت و علاقه دارد.
- بلند خواندن متن پوستر: بهجای اشاره به شکلها و گفتن چیزهایی که روی پوستر نیست.
- ایستادن جلوی پوستر یا نشستن پشت میز با گوشی، یا غیبت در ساعت تعیینشده.
- حدس زدن با اطمینان بهجای «نمیدانم، ولی میشود اینطور بررسیاش کرد».
- عکس کمکیفیت و فونت جاسازینشده: که در چاپ تار یا به هم ریخته درمیآیند.
- کد QR که به لینک موقت یا خراب میرسد، یا هیچوقت با گوشی امتحان نشده.
چیزهایی که باید یادت بماند
- جلسهی پوستر گفتوگوست؛ قبلش بدان از آن چه میخواهی.
- دو نسخه آماده داشته باش: حدود یک دقیقه و حدود سه دقیقه، با یافتهی اصلی در همان ابتدا.
- اول بپرس طرف در چه زمینهای کار میکند؛ پوستر را نخوان؛ کنارش بایست، نه جلویش.
- «نمیدانم» صادقانه بهتر از حدس مطمئن است.
- کد QR با لینک پایدار، PDF با فونت جاسازیشده، عکس با وضوح کافی و نسخهی پشتیبان برای سفر.
- برای پوستر دیجیتال و جلسهی مجازی، دستورالعمل همان کنفرانس را دقیق بخوان؛ قالبها خیلی متفاوتاند.
این مبحث کجای نقشه است؟
این ششمین و آخرین مبحث درس «پوستر کنفرانس» است. در مبحثهای قبل دیدیم پوستر خوب چه کاری میکند، پیام و عنوان را ساختیم، چیدمان را طراحی کردیم، در «نمودار و شکل برای پوستر» شکلها را ساده کردیم و در «متن کم، فونت، رنگ و دسترسپذیری» متن و رنگ را خوانا. این مبحث پوستر را از فایل به دیوار و از دیوار به گفتوگو رساند. اگر قرار است کارت را بهصورت سخنرانی ارائه کنی، بیشتر این اصول آنجا هم به کارت میآید.
تمرین
اول خودت جواب بده، بعد جواب را باز کن.
تمرین ۱. این شروع ارائهی کنار پوستر چه اشکالی دارد؟ "So, first, the background. Since the 1990s, many researchers have studied soil salinity, and there are several models. In our lab we used three different sampling methods, and..."
نمایش جواب
یافتهی اصلی معلوم نیست کی میرسد. بازدیدکنندهای که فقط یک دقیقه وقت دارد، احتمالاً قبل از رسیدن به نتیجه رفته است. بهتر است با مسئله در یک جمله شروع کنی و خیلی زود به یافتهی اصلی برسی، در حالی که به شکل اصلی اشاره میکنی؛ پیشینه و جزئیات روش را برای کسی نگه دار که سؤال میپرسد. پرسیدن زمینهی کاری طرف هم قبل از شروع کمک میکند بدانی چقدر پیشینه لازم است.
تمرین ۲. میخواهی عکسی میکروسکوپی را با عرض ۱۵ سانتیمتر روی پوستر بگذاری. فایل اصلی ۹۰۰ پیکسل عرض دارد. وضوحش در اندازهی چاپ حدوداً چند نقطه در اینچ میشود و چه میکنی؟
نمایش جواب
۱۵ سانتیمتر حدود ۵٫۹ اینچ است و ۹۰۰ تقسیم بر ۵٫۹ میشود حدود ۱۵۰ نقطه در اینچ: پایین محدودهی رایج، احتمالاً از دور قابل قبول ولی از نزدیک کمی نرم. اگر فایل اصلی با وضوح بیشتر از خود میکروسکوپ داری، همان را بگذار؛ اگر نه، عکس را کوچکتر کن یا یک چاپ آزمایشی در اندازهی واقعی بگیر. بزرگ کردن مصنوعی تصویر در نرمافزار جزئیات تازهای نمیسازد.
تمرین ۳. یک استاد از دانشگاهی که برای دکترا به آن فکر میکنی، کنار پوسترت میایستد و میپرسد: "Did you control for prior grades?" تو این کار را نکردهای. چه جوابی میدهی و بعد از جلسه چه میکنی؟
نمایش جواب
صادقانه بگو انجامش ندادهای و اگر میدانی چرا، کوتاه بگو؛ مثلاً: "No, we didn't have access to prior grades in this dataset. That's a real limitation, and I'd like to include it in the next round." بعد اگر فرصت هست، بپرس به نظرش چه متغیر دیگری مهم است. بعد از جلسه یک ایمیل کوتاه بفرست، از سؤالش تشکر کن، بگو چه برنامهای برای رفع این محدودیت داری و اگر مناسب است، به علاقهات به گروهش اشاره کن. یک سؤال خوب که صادقانه جواب داده شد، شروع خوبی برای آشنایی است، ولی اسمش را «پذیرش» نگذار.