پوستر مثل ویترین یک مغازه در بازار است
فرض کن در راستهی یک بازار شلوغ قدم میزنی. از جلوی دهها مغازه رد میشوی و به هر ویترین فقط یک نگاه کوتاه میاندازی. اگر چیزی چشمت را بگیرد، یک قدم نزدیکتر میروی و دقیقتر نگاه میکنی. اگر واقعاً علاقهمند شوی، وارد مغازه میشوی و با فروشنده حرف میزنی.
جلسهی پوستر در یک کنفرانس دقیقاً همینطور است. دهها یا صدها پوستر کنار هم روی تابلوها نصب شدهاند و آدمها با لیوان چای یا قهوه از جلویشان رد میشوند. هیچکس مجبور نیست پوستر تو را بخواند. پوستر تو باید در همان نگاه اول بگوید «اینجا چیز جالبی هست».
خیلی از دانشجوها پوستر را یک مقالهی کوچکشده میبینند: متن پایاننامه یا مقاله را برمیدارند، فونت را ریز میکنند و همه را روی یک برگهی بزرگ میچینند. نتیجه یک دیوار متن است که کسی جلویش نمیایستد. این مبحث دربارهی این است که پوستر اصلاً برای چه ساخته میشود؛ وقتی این را بفهمی، تصمیمهای بعدی (پیام، چیدمان، شکلها) خیلی سادهتر میشوند.
پوستر، مقاله و ارائه: سه ابزار، سه کار
پژوهش تو میتواند به سه شکل اصلی به دست دیگران برسد: مقاله، ارائهی شفاهی و پوستر. هر سه دربارهی یک کار هستند، ولی هر کدام کار متفاوتی میکنند. اشتباه رایج این است که یکی را با دیگری عوض کنیم.
| ویژگی | مقاله | ارائهی شفاهی | پوستر |
|---|---|---|---|
| چه کسی سرعت را تعیین میکند؟ | خواننده | سخنران | رهگذر |
| چقدر وقت داری؟ | هر قدر خواننده بخواهد | زمان مشخص، مثلاً ده یا پانزده دقیقه | چند ثانیه تا چند دقیقه برای هر نفر |
| چقدر جزئیات جا میشود؟ | همهی جزئیات | خط اصلی داستان | فقط پیام اصلی و شواهد کلیدی |
| گفتوگو | تقریباً ندارد | چند پرسش در پایان | رودررو، طولانی و دوطرفه |
| بهترین کاربرد | ثبت کامل و دائمی کار | رساندن یک داستان به جمع | شروع گفتوگو و گرفتن بازخورد |
ردیف آخر مهمترین ردیف است. مقاله برای ثبت است و پوستر برای گفتوگو. پوستر قرار نیست همهی کار تو را توضیح دهد؛ قرار است آدم مناسب را جلوی تو نگه دارد تا با هم حرف بزنید.
یک تفاوت دیگر هم هست: در ارائهی شفاهی، مخاطب روی صندلی نشسته و تا آخر میماند. در جلسهی پوستر، مخاطب سرپاست، خسته است و هر لحظه میتواند برود. یعنی پوستر باید با یک مخاطب بیحوصله و عجول کنار بیاید.
جلسهی پوستر معمولاً چه شکلی است؟
شکل جلسهها در کنفرانسهای مختلف فرق میکند، ولی الگوی رایج این است: پوسترها در یک سالن روی تابلو نصب میشوند و یک بازهی زمانی مشخص اعلام میشود که نویسنده باید کنار پوسترش باشد. گاهی پوستر کل روز روی تابلو میماند و آدمها در وقت استراحت هم آن را میبینند، حتی وقتی تو آنجا نیستی.
بعضی کنفرانسها جلسهی پوستر را با پذیرایی همراه میکنند. بعضی برای بهترین پوستر جایزه میدهند و داورها با فرم ارزیابی سراغ پوسترها میآیند. بعضی هم پوستر دیجیتال روی صفحهنمایش دارند یا جلسهی مجازی برگزار میکنند. پس اولین کار همیشه این است: راهنمای ارائهدهندگان همان کنفرانس را با دقت بخوان.
این را هم بدان: پوستر بودنِ کار تو به معنای «درجهدو بودن» نیست. در خیلی از رشتهها، بهخصوص در کنفرانسهای بزرگ، بخش زیادی از کارها به شکل پوستر ارائه میشوند و گفتوگوهای جلسهی پوستر گاهی از ارائههای شفاهی پربارترند، چون یکبهیک و طولانیاند.
سه خواننده: سه ثانیه، سی ثانیه، سه دقیقه
یک راه ساده برای فکر کردن به پوستر این است که سه نوع خواننده را تصور کنی. این عددها اندازهگیری دقیق نیستند؛ یک قاعدهی سرانگشتیاند که کمک میکند بدانی هر بخش پوستر برای چه کسی است.
رهگذر سهثانیهای
این آدم از جلوی پوستر تو رد میشود و شاید حتی نایستد. در این چند ثانیه فقط چیزهای درشت را میبیند: عنوان، یک جملهی پیام اصلی اگر درشت نوشته شده باشد، و شاید یک شکل. سؤالی که در ذهنش است این است: «این به کار من ربط دارد؟»
بیشتر بینندههای پوستر تو از همین نوعاند. پس اگر فقط یک چیز به آنها برسد، باید پیام اصلیات باشد، نه اسم دانشگاه و نه عنوان طولانی و فنی.
خوانندهی سیثانیهای
این آدم ایستاده و چند قدم نزدیکتر آمده. تیترها را میخواند، به شکلها نگاه میکند و میخواهد بفهمد ادعای تو بر چه چیزی تکیه دارد. اگر مسیر خواندن روشن نباشد یا شکلها بدون توضیح شفاهی قابل فهم نباشند، همینجا میرود.
گفتوگوی سهدقیقهای
این همان آدمی است که تو دنبالش هستی. سؤال میپرسد، دربارهی روش کنجکاو است، شاید هم نقدی دارد. جزئیات روش، محدودیتها و ایدههای بعدی بیشتر در همین گفتوگو مطرح میشوند. لازم نیست همهی اینها با فونت ریز روی پوستر باشد؛ میتوانی آنها را در ذهن، روی یک برگهی کمکی یا در فایلی که با کد QR به آن میرسند آماده داشته باشی.
نکتهی کلیدی این است: پوستری که برای خوانندهی سهدقیقهای طراحی شده باشد، رهگذر سهثانیهای را از دست میدهد. ولی پوستری که برای رهگذر طراحی شده، خوانندهی جدی را هم جلوی تو نگه میدارد تا بقیه را خودت بگویی.
تو از جلسهی پوستر چه میخواهی؟
قبل از اینکه حتی یک کادر بکشی، از خودت بپرس: «اگر این جلسه خوب پیش برود، آخرش چه اتفاقی افتاده؟» جواب این سؤال روی همهچیز اثر میگذارد؛ از اینکه چه چیزی را درشت بنویسی تا اینکه با چه کسانی حرف بزنی. در مقالهی معروف «ده قاعدهی ساده برای یک ارائهی پوستر خوب» از Erren و Bourne هم مشخص کردن هدف، اولین قاعده است.
هدفهای رایج یک دانشجو اینها هستند:
- گرفتن بازخورد: کار هنوز تمام نشده و میخواهی قبل از نوشتن مقاله یا دفاع پایاننامه، نظر متخصصها را بشنوی.
- آشنایی با آدمها: مثلاً استادی که میخواهی دکترا را با او بگذرانی، یا پژوهشگری در گروهی که دنبال همکاری با آن هستی. برای کسی که برای اپلای آماده میشود، یک گفتوگوی خوب کنار پوستر میتواند شروع یک ارتباط حرفهای باشد.
- دیده شدن کار: میخواهی آدمهای حوزهی تو بدانند این نتیجه وجود دارد و بعداً مقالهات را پیدا کنند.
- تمرین: تمرین توضیح دادن پژوهش، مخصوصاً به انگلیسی، که بعداً در مصاحبهی دکترا یا جلسهی گروه به کارت میآید.
هدف تو مشخص میکند پوستر چه چیزی را برجسته کند. اگر دنبال بازخورد دربارهی روش هستی، شاید یک سؤال باز روی پوستر بگذاری: «به نظر شما این خطا از کجا میآید؟» اگر دنبال همکار هستی، باید روشن باشد که تو چه مهارتی داری و دنبال چه هستی.
هدف تو همچنین مشخص میکند مخاطب کیست. در یک همایش تخصصی کوچک، بینندهها همرشتهایاند و اصطلاحات فنی را میفهمند. در یک کنفرانس بزرگ و چندرشتهای، خیلی از رهگذرها از رشتهی دیگری میآیند. پوستر برای این دو گروه یکجور نوشته نمیشود.
یک مثال: از هدف تا سه لایه
بیا با یک مثال ساختگی ببینیم این ایدهها در عمل چه شکلی میشوند. فرض کن مریم دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی محیط زیست است. پایاننامهاش دربارهی یک جاذب ارزان از پوستهی پسته برای حذف نیترات از آب چاه است و قرار است در یک کنفرانس بینالمللی پوستر ارائه کند. سال بعد هم میخواهد برای دکترا اپلای کند.
مریم دو هدف دارد: بازخورد دربارهی آزمایشهای پایداری جاذب (چون هنوز آنها را انجام نداده)، و آشنایی با دو گروه پژوهشی که در فهرست اپلایش هستند و استادهایشان در این کنفرانس حضور دارند.
یک جملهی درشت: «جاذب ساختهشده از پوستهی پسته، در آزمایشهای ما بیشتر نیترات آب چاه را حذف کرد.» کنارش یک نمودار ساده که غلظت نیترات را قبل و بعد نشان میدهد.
سه تیتر کوتاه: «چرا نیترات؟»، «جاذب را چطور ساختیم؟»، «چه دیدیم؟». زیر هر تیتر دو سه خط متن و یک شکل. و یک کادر کوچک: «قدم بعدی: پایداری در چند چرخهی استفاده؛ نظر شما؟»
جزئیات ساخت جاذب، شرایط آزمایش و مقایسه با جاذبهای تجاری روی پوستر نیست. مریم آنها را برای گفتوگو آماده کرده و یک کد QR گذاشته که به یک فایل PDF با جزئیات بیشتر میرسد.
این مثال، آدمها و نتیجهاش ساختگیاند و فقط برای نشان دادن روش فکر کردن آمدهاند.
ببین هدف چطور روی پوستر اثر گذاشته. چون مریم دنبال بازخورد دربارهی پایداری است، این سؤال را روی پوستر آورده تا گفتوگو را شروع کند. چون میخواهد استادها او را ببینند، از قبل برنامهی جلسه را نگاه کرده و میداند آنها کدام روز در کنفرانس هستند؛ شاید حتی قبل از کنفرانس یک ایمیل کوتاه و مؤدبانه بفرستد و آنها را به دیدن پوسترش دعوت کند.
این را هم ببین: جملهی سهثانیهای ادعای بزرگ نمیکند. نمیگوید «مشکل نیترات حل شد»؛ میگوید «در آزمایشهای ما». پوستر هم مثل مقاله باید ادعا را به اندازهی شواهد نگه دارد.
ببینش ویدیو
این ویدیو قسمت اول یک مجموعهی آموزشی از UBC iSchool دربارهی طراحی پوستر پژوهشی است و، همانطور که از عنوانش پیداست، از مبانی ارتباط علمی شروع میکند. اگر زیرنویس در دسترس بود و لازم شد، روشنش کن.
نگاه یک پژوهشگر باتجربه
- آزمون راهرو را انجام بده. پوستر را در اندازهی واقعی یا روی صفحهی بزرگ بگذار، دو سه متر عقب برو و فقط سه ثانیه نگاه کن. اگر نتوانستی پیام اصلی را بگویی، رهگذر هم نمیتواند.
- هدفت را روی یک کاغذ بنویس. یک جمله: «بعد از این جلسه میخواهم …». هر تصمیم طراحی را با این جمله بسنج.
- از قبل بدان چه کسانی میآیند. برنامهی کنفرانس را ببین، آدمهایی که دوست داری کارت را ببینند پیدا کن و اگر مناسب بود، از قبل دعوتشان کن.
- پوستر فقط نیمی از کار است. نیم دیگر خود تو هستی که کنارش ایستادهای. یک توضیح کوتاه یکدقیقهای از قبل آماده داشته باش؛ این موضوع را در مبحث آخر همین درس با جزئیات میبینیم.
- به پوستر دیگران با چشم یاد گرفتن نگاه کن. در جلسهی پوستر بعدی که شرکت میکنی، ببین جلوی کدام پوسترها آدم جمع شده و چرا.
اشتباههای رایج
- پوستر بهعنوان مقالهی کوچکشده: کپی کردن چکیده و بخشهای پایاننامه با فونت ریز. کسی وسط سالن شلوغ مقاله نمیخواند.
- طراحی فقط برای خوانندهی جدی: همهی جزئیات روش روی پوستر است، ولی پیام اصلی در یک پاراگراف گم شده.
- نداشتن هدف: «چون استاد گفت پوستر بده» هدف نیست. بدون هدف، نمیدانی چه چیزی را برجسته کنی و با چه کسی حرف بزنی.
- ندیدن مخاطب: همان پوستر پر از اصطلاح تخصصی را هم در یک همایش تخصصی و هم در یک کنفرانس چندرشتهای ارائه کردن.
- نخواندن راهنمای کنفرانس: اندازه، جهت (عمودی یا افقی)، زمان نصب و زمان حضور را هر کنفرانس خودش تعیین میکند.
چیزهایی که باید یادت بماند
- مقاله برای ثبت کامل کار است؛ پوستر برای شروع گفتوگو.
- بینندهی پوستر سرپا، عجول و آزاد است که برود.
- سه لایه را در نظر بگیر: سه ثانیه (عنوان و پیام)، سی ثانیه (تیترها و شکلها)، سه دقیقه (گفتوگو).
- قبل از طراحی، هدفت از جلسه را در یک جمله بنویس.
- همیشه راهنمای ارائهدهندگان همان کنفرانس را بخوان.
این مبحث کجای نقشه است؟
این اولین مبحث درس «پوستر کنفرانس» است و پایهی بقیهی مبحثها. حالا که میدانی پوستر برای رهگذر عجول ساخته میشود، مبحث بعدی یعنی «پیام اصلی و عنوان پوستر» نشان میدهد چطور آن یک جملهی سهثانیهای را پیدا کنی و بقیه را کنار بگذاری. بعد از آن به چیدمان، شکلها، متن و رنگ، و در آخر به ارائهی کنار پوستر و چاپ میرسیم.
تمرین
اول خودت جواب بده، بعد جواب را باز کن.
تمرین ۱. هر کدام از اینها بیشتر به کدام لایه (سه ثانیه، سی ثانیه، سه دقیقه) تعلق دارد؟
- تعداد دقیق تکرار هر آزمایش و تنظیمات دستگاه.
- جملهی «روش ما خطای تشخیص را در دادههای آزمایشی کاهش داد».
- نموداری که دو روش را با هم مقایسه میکند، با یک زیرنویس کوتاه.
- بحث دربارهی اینکه چرا نتیجه در یک زیرگروه متفاوت بود.
نمایش جواب
۱ سه دقیقه (جزئیات روش، بیشتر برای گفتوگو یا فایل کمکی). ۲ سه ثانیه (پیام اصلی؛ باید درشت و از دور خوانا باشد). ۳ سی ثانیه (شکل با زیرنویس، برای کسی که ایستاده). ۴ سه دقیقه (موضوعی که در گفتوگو باز میشود؛ روی پوستر حداکثر یک اشارهی کوتاه).
تمرین ۲. علی دانشجوی دکترای سال اول است و پوسترش دربارهی نتیجههای اولیه است. او میگوید: «پوسترم را دقیقاً مثل مقاله میچینم تا کسی فکر نکند کارم ناقص است.» به او چه میگویی؟
نمایش جواب
پوستر قرار نیست کامل بودن کار را ثابت کند؛ قرار است گفتوگو بسازد. نتیجهی اولیه دقیقاً بهترین چیز برای پوستر است، چون بازخورد گرفتن روی آن ارزش دارد. بهتر است علی یک پیام روشن و صادقانه بنویسد («نتیجههای اولیه نشان میدهند…») و یک سؤال باز برای بینندهها بگذارد. چیدن متن مقاله روی پوستر فقط باعث میشود کسی آن را نخواند.
تمرین ۳. پوستر آخر خودت (یا پوستری که برای کنفرانس بعدی در ذهن داری) را در نظر بگیر. هدفت از جلسه را در یک جمله بنویس و بگو این هدف کدام بخش پوستر را تغییر میدهد.
نمایش جواب
یک جواب نمونه: «میخواهم دربارهی انتخاب مدل آماری از دو سه متخصص نظر بگیرم.» در این حالت، کنار نتیجهها یک کادر کوچک با سؤال مشخص میگذاری («آیا مدل اثرهای تصادفی اینجا مناسبتر است؟») و جزئیات مدل را برای گفتوگو آماده میکنی. اگر جملهات چیزی شبیه «میخواهم پوستر خوبی بدهم» بود، هنوز هدف مشخصی نداری؛ دوباره بپرس آخر جلسه دقیقاً چه چیزی باید اتفاق افتاده باشد.