مشاعره و قانون حرف آخر
مشاعره را یادت هست؟ یک نفر بیتی میخواند و نفر بعد باید بیتی بخواند که با حرف آخر بیت قبلی شروع شود. اگر کسی بیتی بخواند که به حرف آخر ربطی ندارد، بازی میشکند و جمع اعتراض میکند.
خوانندهی انگلیسی هم با متن تو یک جور مشاعره بازی میکند. انتظار دارد هر جمله از جایی شروع شود که جملهی قبلی تمام شد، یا دستکم به آن اشاره کند. وقتی جملهای از ناکجا شروع میشود، خواننده مکث میکند و از خودش میپرسد: «این حالا از کجا آمد؟»
به این اتصال جملهها cohesion یا پیوستگی میگویند. متنی که پیوستگی دارد «روان» خوانده میشود. خیلی از نوشتههای ما جملههای درستی دارند، ولی بریدهبریده خوانده میشوند، چون هر جمله بیتی است که با حرف آخر بیت قبلی شروع نشده.
پیوستگی و انسجام
در راهنماهای نگارش انگلیسی دو اصطلاح نزدیک به هم میبینی. Cohesion یعنی اتصالهای قابل دیدن بین جملهها: کلمهای که تکرار میشود، ضمیری که به عقب اشاره میکند، کلمهی ربطی مثل however. Coherence یا انسجام یعنی اینکه کل متن منطقی و قابل فهم باشد.
این دو با هم کار میکنند. میشود جملهها را با کلمههای ربط به هم چسباند و باز متن بیمنطق باشد. میشود هم منطق درستی داشت که به خاطر نبود اتصالها پنهان مانده. این مبحث بیشتر دربارهی ابزارهای اتصال است؛ ساختار پاراگراف که در مبحث قبلی دیدی، بخش بزرگی از انسجام را تأمین میکند.
چهار ابزار اصلی داریم: جریان کهنه به نو، this بهاضافهی اسم، کلمههای ربط، و تکرار حسابشدهی کلمهی کلیدی.
ابزار ۱: از کهنه به نو
این مهمترین ابزار است و کمتر از بقیه دیده میشود. ایده ساده است: هر جمله را با چیزی شروع کن که خواننده میشناسد و با چیزی تمام کن که برایش تازه است. چیز آشنا معمولاً همان خبری است که جملهی قبلی داده. جورج گوپن و جودیث سوان این اصل را در مقالهی مشهورشان در مجلهی American Scientist در سال ۱۹۹۰ برای نوشتهی علمی توضیح دادهاند و امروز در بسیاری از راهنماهای نگارش علمی دیده میشود.
این دو نسخه را مقایسه کن. هر دو همان اطلاعات را دارند:
Cities are often warmer than nearby rural areas. Shade and the evaporation of water from leaves are two ways in which trees can cool streets. The urban heat island effect is the name given to this temperature difference.
Cities are often warmer than nearby rural areas. This temperature difference is known as the urban heat island effect. One way to reduce the effect is to plant trees, which cool streets through shade and through the evaporation of water from their leaves.
در نسخهی اول، جملهی دوم ناگهان با سایه و برگ شروع میشود و جملهی سوم برمیگردد به اختلاف دما. خواننده باید خودش تکهها را جفت کند. در نسخهی دوم، جملهی دوم با «اختلاف دما» شروع میشود که آخر جملهی اول بود، و جملهی سوم با «اثر» که آخر جملهی دوم بود. مشاعره درست اجرا شده.
ببینش: دو الگوی کهنه به نو
الگوی موضوع ثابت بهخصوص در بخش روشها و در توصیف یک چیز رایج است:
The sensor weighs 12 g. It measures temperature and humidity every ten seconds. It sends the data to a central server via a low-power radio link.
یک نکتهی جانبی: گاهی برای اینکه اطلاعات کهنه اول جمله بیاید، مجهول بهترین انتخاب است. اگر جملهی قبلی دربارهی نمونهها بوده، The samples were then dried at 60 °C جریان را حفظ میکند. دربارهی اینکه کی مجهول درست است، در مبحث زمان فعل و معلوم و مجهول بیشتر حرف میزنیم.
ابزار ۲: this تنها نماند
کلمهی this در اول جمله ابزار پیوستگی خوبی است، چون به عقب اشاره میکند. مشکل وقتی است که تنها بیاید و معلوم نباشد به چه چیزی اشاره دارد:
The model was trained on hospital data and tested on data from small clinics. This led to lower accuracy.
چه چیزی باعث دقت کمتر شد؟ آموزش با دادهی بیمارستان؟ آزمون با دادهی درمانگاه؟ تفاوت این دو؟ اگر بعد از this یک اسم بگذاری، ابهام از بین میرود و همزمان خلاصهای از جملهی قبل میدهی:
The model was trained on hospital data and tested on data from small clinics. This mismatch between training and test data led to lower accuracy.
همین قاعده برای these، that و such هم صدق میکند: these results، this approach، this limitation، such differences. انتخاب اسم هم خودش یک تمرین فکری است. اگر نمیتوانی اسمی برای «این» پیدا کنی، شاید خودت هم دقیق نمیدانی به چه چیزی اشاره میکنی.
ضمیر it هم همین خطر را دارد. اگر در جملهی قبل دو اسم مفرد بوده، it ممکن است به هر کدام برگردد. در نوشتهی علمی تکرار اسم معمولاً از ضمیر مبهم بهتر است.
ابزار ۳: کلمههای ربط، با معنای درست
کلمههای ربط (linking words یا transitions) رابطهی منطقی دو جمله را اعلام میکنند. هر کدام معنای مشخصی دارند و جایشان را نمیشود با هم عوض کرد:
| رابطه | نمونهها | یعنی |
|---|---|---|
| افزودن | in addition, moreover, furthermore, also | یک دلیل یا نکتهی دیگر در همان جهت |
| تضاد | however, in contrast, whereas, although | حرف بعدی خلاف انتظار یا مقابل حرف قبلی است |
| نتیجه | therefore, thus, as a result, consequently | حرف بعدی از حرف قبلی نتیجه میشود |
| علت | because, since, due to | دلیل حرف دیگر را میگوید |
| مثال | for example, for instance | یک مورد مشخص از حرف کلی |
| ترتیب | first, then, finally | مرحلهها یا فهرست |
حالا خطاهایی که بیشتر از همه دیده میشوند:
| ضعیف | بهتر | چرا |
|---|---|---|
| The method is accurate, however it is slow. | The method is accurate; however, it is slow. یا The method is accurate but slow. | however دو جملهی کامل را با ویرگول به هم وصل نمیکند |
| The new material is cheap. Moreover, it breaks easily. | The new material is cheap. However, it breaks easily. | جملهی دوم ضعف است، نه مزیت دیگر |
| We collected data in May. Therefore, we analysed it in June. | We collected the data in May and analysed them in June. | رابطهی زمانی است، نه علّی |
| Although the sample was small, but the effect was clear. | Although the sample was small, the effect was clear. | «اگرچه… اما» در انگلیسی یکی است، نه هر دو |
| Because the response rate was low, so we extended the survey. | Because the response rate was low, we extended the survey. | «چون… پس» هم همینطور |
| The sensor is accurate. On the other hand, it is easy to install. | The sensor is accurate. It is also easy to install. | on the other hand برای تضاد است |
جملههای این دو جدول ساختگیاند و فقط برای نشان دادن کاربرد کلمهها آمدهاند.
ردیف آخر یک دام مخصوص ماست. «از طرف دیگر» در فارسی گاهی برای افزودن هم به کار میرود («این روش دقیق است؛ از طرف دیگر نصبش هم آسان است»). ولی on the other hand در انگلیسی تقریباً همیشه یعنی «در مقابل». اگر دو جمله در یک جهتاند، از also یا in addition استفاده کن.
یک نکتهی نگارشی هم دربارهی therefore و however: این دو قید ربطاند (conjunctive adverb)، نه حرف ربطی مثل but و so که میتواند دو جمله را با یک ویرگول به هم بچسباند. پس بین دو جملهی کامل، قبلشان یا نقطه میآید یا نقطهویرگول، نه فقط ویرگول. میتوانند وسط جمله هم بنشینند: The effect was, however, small.
کمتر، ولی درست
یک اشتباه دیگر زیادهروی است. اگر جلوی هر جمله یک Moreover، Furthermore یا Therefore بگذاری، متن مکانیکی میشود و کلمهها ارزششان را از دست میدهند. وقتی جریان کهنه به نو درست باشد، بیشتر جملهها بدون کلمهی ربط هم به هم وصلاند. کلمهی ربط را جایی بگذار که رابطه بدون آن معلوم نیست، بهخصوص برای تضاد و نتیجه.
ابزار ۴: کلمهی کلیدی را تکرار کن
تکرار کلمهی کلیدی خودش یک اتصال است. در جملهی دوم مثال شهرها، temperature difference تکرار شد و همین دو جمله را به هم دوخت. در انشای مدرسه یاد گرفتهایم تکرار بد است و باید مترادف بیاوریم، ولی در متن علمی مترادف این خطر را دارد که خواننده فکر کند دربارهی چیز تازهای حرف میزنی. اگر یک بار participants نوشتی، تا آخر همان را بنویس.
پیوستگی بین پاراگرافها
همین منطق در مقیاس بزرگتر هم کار میکند. جملهی اول هر پاراگراف، علاوه بر اینکه موضوع پاراگراف تازه را میگوید، میتواند با یک اشارهی کوتاه آن را به پاراگراف قبلی وصل کند:
Although the coating slowed corrosion in the laboratory, its performance outdoors was less consistent.
نیمهی اول این جمله (کندی خوردگی در آزمایشگاه) خلاصهی پاراگراف قبلی است، یعنی اطلاعات کهنه. نیمهی دوم (عملکرد ناپایدار در فضای باز) موضوع پاراگراف تازه است، یعنی اطلاعات نو. این همان قانون مشاعره است، فقط این بار بین پاراگرافها. (این جمله ساختگی است.)
یک پاراگراف، پنج ویرایش
فرض کن این پاراگراف مقدمهی یک مقالهی کنفرانس است که دربارهی آبیاری گلخانه نوشتهای:
Greenhouse farmers in our study region usually irrigate on a fixed schedule. However, plants need different amounts of water on hot and cool days. Moreover, fixed schedules waste water on cool days. On the other hand, soil-moisture sensors are becoming cheaper. This is an opportunity. Therefore, an irrigation controller based on low-cost sensors was developed in this study.
هدر رفتن آب نتیجهی جملهی قبل است، نه یک نکتهی اضافه. پس جای Moreover، دو جمله را با so وصل کن.
ارزان شدن سنسورها مقابل هدر رفتن آب نیست؛ راهحل آن است. این همان «از طرف دیگر» فارسی است. حذفش کن و به جایش یک پل منطقی بساز.
This is an opportunity نمیگوید چه چیزی فرصت است. به جایش بگو چه کاری ممکن شده: آبیاری فقط وقتی خاک خشک است.
هر جمله را با چیزی شروع کن که جملهی قبل گفت: برنامهی ثابت، هدر رفتن آب، خشکی خاک، سنسور.
در جملهی آخر، خبر اصلی (کنترلکنندهی تازه) اول آمده و in this study آخر. ترتیب را برعکس کن تا خبر تازه در جای تأکید، یعنی آخر جمله، بنشیند.
نسخهی ویرایششده:
Greenhouse farmers in our study region usually irrigate on a fixed schedule. However, plants need less water on cool days than on hot days, so a schedule designed for hot weather wastes water whenever the weather is cool. This waste could be avoided by irrigating only when the soil is dry. Soil-moisture sensors can detect such dryness, and low-cost versions are now widely available. In this study, we therefore developed an irrigation controller that uses low-cost soil-moisture sensors to decide when to irrigate.
منطقه، کشاورزها و کنترلکننده در این مثال ساختگیاند و پاراگراف فقط برای تمرین پیوستگی نوشته شده است.
دنبال زنجیره بگرد: برنامهی ثابت ← آب کمتر در روز خنک ← هدر رفتن آب (This waste) ← خشکی خاک (such dryness) ← سنسور ← کنترلکننده. تعداد کلمههای ربط کمتر شده، ولی متن روانتر است، چون اتصالها در خود جملهها ساخته شدهاند.
ببینش ویدیو
این ویدیو از کانال EAPFoundation.com دربارهی انسجام و پیوستگی در نوشتهی دانشگاهی است. بعد از دیدنش، چهار ابزار این درس را یک بار دیگر مرور کن. اگر لازم شد، زیرنویس خودکار را روشن کن.
نگاه یک پژوهشگر باتجربه
- فقط شروع جملهها را بخوان. چند کلمهی اول هر جملهی یک پاراگراف را پشت هم بخوان. اگر هر کدام به جملهی قبلی اشاره میکند یا موضوع ثابت را ادامه میدهد، جریان سالم است. اگر یکی از ناکجا آمده، همانجا را درست کن.
- آزمون حذف کلمههای ربط. همهی Moreoverها و Thereforeها را موقتاً پاک کن و متن را بخوان. فقط جاهایی را برگردان که بدون آنها رابطه گم میشود.
- This را جستوجو کن. در فایلت هر جملهای را که با This شروع میشود و بلافاصله فعل دارد (This shows، This is) پیدا کن و یک اسم بعد از this بگذار.
- معنای کلمهی ربط را چک کن، نه فقط شکلش را. بخش General Functions در Academic Phrasebank دانشگاه منچستر عبارتها را بر اساس کارکرد دستهبندی کرده؛ مثلاً صفحههای Comparing and contrasting و Explaining causality برای تضاد و علت، و صفحهی Signalling transition برای رفتن از یک بخش یا موضوع به بعدی. برای چک کردن اینکه عبارت انتخابیات واقعاً همان رابطه را میرساند، به کار میآیند.
اشتباههای رایج
- شروع جمله با خبر تازه: وقتی هر جمله با چیزی ناآشنا شروع میشود، پاراگراف بریدهبریده خوانده میشود.
- however با ویرگول: …, however it… بین دو جملهی کامل غلط است؛ نقطه یا نقطهویرگول لازم است.
- Moreover برای هر چیز: این کلمه فقط وقتی درست است که نکتهی بعدی در همان جهت نکتهی قبلی باشد.
- Therefore بدون علت: اگر جملهی دوم واقعاً از جملهی اول نتیجه نمیشود، therefore ادعای منطقی غلطی میکند.
- دو حرف ربط با هم: Although…, but… و Because…, so… ترجمهی «اگرچه… اما» و «چون… پس» است و در انگلیسی غلط.
- This تنها و ضمیر مبهم: اگر خواننده نمیداند «این» چیست، اتصال به جای کمک، گیج میکند.
چیزهایی که باید یادت بماند
- هر جمله را با اطلاعات کهنه شروع کن و با اطلاعات نو تمام کن.
- دو الگوی اصلی داری: زنجیرهای و موضوع ثابت؛ پاراگرافهای خوب ترکیبشان میکنند.
- بعد از this و these یک اسم بگذار.
- هر کلمهی ربط یک رابطهی منطقی مشخص است: افزودن، تضاد، نتیجه، علت، مثال، ترتیب.
- However و therefore دو جمله را با ویرگول تنها وصل نمیکنند.
- on the other hand یعنی تضاد؛ «اگرچه… اما» و «چون… پس» در انگلیسی فقط یک حرف ربط میگیرند.
- کلمهی کلیدی را تکرار کن، مترادف نیاور.
این مبحث کجای نقشه است؟
در دو مبحث قبلی، «زبان آکادمیک یعنی چه؟» و «پاراگراف: جملهی موضوعی، پشتیبان و جمعبندی»، جملهها را رسمی و دقیق کردی و در پاراگراف چیدی. این مبحث آنها را به هم وصل کرد. مبحث بعدی، «احتیاط علمی: ادعا به اندازهی شواهد»، سراغ لحن ادعاهایت میرود: کجا shows بنویسی و کجا suggests.
تمرین
اول خودت جواب بده، بعد جواب را باز کن.
تمرین ۱. هر جمله را درست کن:
- Although the results were promising, but the sample was small.
- The algorithm is fast, however it needs a large amount of memory.
- The questionnaire was short. Moreover, many participants did not complete it.
نمایش جواب
۱. but را حذف کن: Although the results were promising, the sample was small. ۲. نقطهویرگول یا نقطه لازم است: The algorithm is fast; however, it needs a large amount of memory. ۳. جملهی دوم نکتهای در همان جهت نیست، بلکه برخلاف انتظار است (پرسشنامه کوتاه بود ولی باز هم کامل نشد): The questionnaire was short. However, many participants did not complete it. یا Although the questionnaire was short, many participants did not complete it.
تمرین ۲. ابهام This را برطرف کن: We increased the learning rate from 0.001 to 0.01 and reduced the batch size from 64 to 16. This improved convergence.
نمایش جواب
دو تغییر داده شده و معلوم نیست کدام (یا هر دو) باعث بهبود شده. اگر هر دو با هم: These two changes together improved convergence. اگر جداگانه آزمودهای و فقط یکی اثر داشت: The higher learning rate improved convergence, whereas the smaller batch size had little effect. اگر خودت نمیدانی کدام بود، یعنی جمله ادعایی میکند که دادهات هنوز پشتیبانیاش نمیکند. (عددها ساختگیاند.)
تمرین ۳. جملهی دوم را طوری بازنویسی کن که با اطلاعات کهنه شروع شود: Many students in our sample had part-time jobs. Lower attendance at morning classes was associated with part-time work. Morning classes were therefore the focus of our second survey.
نمایش جواب
اطلاعات کهنه «کار پارهوقت» است که جملهی اول با آن تمام شد: Part-time work was associated with lower attendance at morning classes. حالا جملهی دوم با «کار پارهوقت» شروع و با «کلاسهای صبح» تمام میشود، و جملهی سوم دقیقاً از همین «کلاسهای صبح» ادامه میدهد. زنجیره کامل شد. (این دادهها ساختگیاند.)